پادکست شماره 112

Podcast No 112

لغات و اصطلاحات

It is out of my reach.

این (کار،…) از دسترس من خارجه.

it's almost impossible.

این کار تقریبا غیر ممکنه.

for loads of people my age….

برای بسیاری از هم سن و سالان من…

renting is throwing money away.

اجاره کردن پول دور ریختن هست.

it was different in their day.

این موضوع تو زمان اونها فرق می کرد.

on a normal salary

با یه حقوق معمولی

house prices are so high.

قیمت خونه ها خیلی بالاست.

a huge deposit

(در بانک) یه سپرده زیاد

it's never going to come true.

این هیچوقت به حقیقت نمی پیونده.

my parents help me out.

والدینم کمکم می کنند.

we're all in the same position.

همه ما تو یه وضعیت هستیم.

at least

حداقل، دست کم

I got promoted to manager.

با ارتقای شغلی مدیر شدم.

fussy

آدم ایرادگیر

I'll be stuck living with my parents forever.

برای همیشه با پدر و مادرم زندگی خواهم کرد.

It is like a dream to me.

این برای من مثل یه رویا می مونه.